تبلیغات
مدیریت پروژه و ساخت - جدول رتبه های برتر و ظرفیت های اعلامی
 
مدیریت پروژه و ساخت
وبلاگ راهنمای کنکور کارشناسی ارشد مدیریت پروژه و ساخت
درباره وبلاگ


این وبلاگ قراره برای کمک به داوطلبین کنکور مدیریت پروژه و ساخت ، و خصوصا دوستان عزیزی که به منابع کامل دسترسی ندارند، فعالیت کرده و امیدواریم که محلی بشه تا رتبه های برتر آزمون کارشناسی ارشد 1391 بتونن اینجا جمع بشن و تمام تجربیاتشون رو در اختیار داوطلبین این آزمون برای سال 1392 قرار بدن.
-----------------------------------
به لطف رتبه های برتر آزمون کارشناسی ارشد 1392، فعالیت وبلاگ تا آزمون کارشناسی ارشد 1393 نیز ادامه خواهد یافت.
-----------------------------------
خوشبختانه بازهم دوستان عزیز رتبه برتر لطف کردند و با ما همراه شدند که بتونیم تا آزمون 1394 هم با شما باشیم.
----------------------------------
ان‌شاءالله تا آزمون 1395 نیز با شما خواهیم بود.

تلگرام بنده:
telegram.me/hosseinshokouhi

مدیر وبلاگ : حسین شکوهی
نویسندگان
سلام دوستان؛
بنده هم به نوبه خودم عرض تبریک دارم به دوستان رتبه برتر آزمون کارشناسی ارشد امسال و آرزو میکنم در مرحله بعدی تحصیل هم موفق و پیروز باشند. همونطور که علی آقا اشاره کردند قرار شد اسامی دوستان رو در قالب جدول در وبلاگ درج کنیم تا به نوعی مرجعی باشه برای داوطلبین سال آینده. 
سعی میکنم جدول رو در پایان هر روز هم بروز رسانی کرده و در اختیارتون قرار بدم.


ظرفیت های اعلام شده رو هم در تصویر زیر میتونید مشاهده کنید.


در مورد سهمیه های مورد پذیرش هم لازمه توضیحی رو عرض کنم و اونهم اینکه معمولا هر سال در هر دانشگاه بر اساس ظرفیت اعلامی یک یا دونفر از ظرفیت اعلام شده به داوطلبین دارای سهمیه اختصاص داده میشه؛ مثلا دانشگاه تربیت مدرس از 5 نفر ظرفیت اعلام شده، 4 نفر رو از داوطلبین آزاد و یک نفر رو هم از داوطلبین دارای سهمیه جذب میکنه به همین طریق دانشگاه های تهران و شهید بهشتی و بقیه دانشگاه ها. پس در نهایت ممکنه از مجموع ظرفیت 53 نفر روزانه اعلام شده حدودا 5 نفر به داوطلبین دارای سهمیه اختصاص پیدا کنه. البته نکته ای رو هم که باید مد نظر قرار بدیم اینه که ایندسته از داوطلبین میبایست حتما 80 درصد نمره تراز آخرین فرد مجاز رو کسب کنند تا بتونند وارد کورس رقابت برای قبولی بشن. که در این صورت میتونن جزو قبولی ها قرار بگیرند. امیدوارم توضیحات داده شده باعث روشن تر شدن تعداد دقیق پذیرش های اعلام  شده باشه.

در پایان هم از رتبه های برتر آزمون خواهش میکنم اون کسانی که تمایل دارند برای سال آینده با وبلاگ همکاری داشته و داوطلبین رو برای آزمون بعدی راهنمایی کنند از طریق ایمیل با بنده تماس گرفته تا در مورد شرایط همکاریمون با هم صحبت کنیم.
آدرس ایمیل بنده هم: hossein.shokouhi@yahoo.com
برای همه دوستان آرزوی موفقیت و پیروزی دارم.




نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 تیر 1396 05:01 بعد از ظهر
مهندسان گرامی دانشگاه فردوسی برای مدیریت پروزه و ساخت ورودی نداره؟
حسین شکوهی
خیر
سه شنبه 5 شهریور 1392 05:06 بعد از ظهر
سلام به دوستای گلم .
بعد یه دوره ی نسبتا طولانی دارم دوباره این وبلاگو می خونم.
بالاخره نتایج هم اعلام شد و نتیجه اونی بود که خودم حدس می زدم
پردیس خود گردان داشنگاه شهید بهشتی قبول شدم .
نمی دونم شاید برا دو سال دیگه بخونم . الان دارم سربازیمو می گذرونم . امریه هم تونستم بگیرم .اگه الان برم دانشگاه و ترخیص بشم دیگه امریه ام می ره رو هوا . نظر شما چیه دوستای گلم ؟
اسماعیل من بودم امریه امو میگذروندم..پردیس خودگران چیز دندونگیری نیست وقتی میخوای و میتونی سالای بعد بخونی...بازم دوستان نظرشونو بگن..
یکشنبه 9 تیر 1392 09:13 قبل از ظهر
سلام آقای شکوهی عذرمیخوام قضیه دانشگاه امیرکبیر چیه که روش خط قرمز کشیدین؟ظرفیتش حذف شده؟
حسین شکوهی
سلام؛
ظرفیت این رشته حذف شده دوست عزیز.
سه شنبه 14 خرداد 1392 08:49 قبل از ظهر
با سلام
یه پیشنهاد داشتم.اگه قبول زحمت کنین و یه پست جدید بزارین تا دوستانی که رتبه قبولی آوردن نحوه انتخاب رشته هاشون رو کامنت کنن ، اینطوری می تونیم تا حدودی مشخص کنیم کدوم دانشگاه قبولیم.از طرفی شاید بشه هم دانشگاهی های خودمون رو هم بشناسیمو با هم از همین الان تعامل داشته باشیم .
حسین شکوهی
از اونجایی که به نیمی از رتبه های برتر دسترسی نداریم نمیتونیم آماری قطعی جمع آوری کنیم!
از سال های گذشته این تجربه رو عرض کردم خدمتتون.
یکشنبه 5 خرداد 1392 08:31 بعد از ظهر
سلام دوستان عزیز

برای اعتراض 2 نسخه نامه تهیه شد . آنها را برایتان می فرستم لطفا ظرف مدت 2 روز هر نظر یا اصلاح یا ویرایشی دارید اعمال کرده و برای من بفرستید.

متاسفانه به اندازه کافی زمان را از دست دادیم. با این حال جمع ما به 20 نفر رسیده .

دوستان عزیز باور کنید حرف 20 نفر ما با هم اثر بخش خواهد بود پس حالت انفعالی را کنار گذاشته و هر کاری در مسیر قانونی فراهم باشد برای افزایش ظرفیت انجام می دهیم.

یک خواهش لطفا نام و نام خانوادگی به همراه رتبه تان را برای درج در نامه برای من ارسال کنید.

با تشکر

mohammadh.ja@gmail.com
یکشنبه 5 خرداد 1392 08:17 بعد از ظهر
سلام دوستای گلم اصلا بهتره دیگه بحث با این آقا یا خانومو ادامه ندیم چون هر چی بیشتر می نویسن نیت خییییییییییییییییییرشون بیشتر نمود پیدا می کنه شکر خدا ما همگی با علاقه واگاهی کافی این رشته را انتخاب کردیم و این صحبت ها کوچکترین تردیدی را در ما به وجود نمی آورد
یکشنبه 5 خرداد 1392 04:31 بعد از ظهر
دوستان من
وقتی بازار کار رقابتی شد باید اپشن های افراد هم بالاتر بره این امر طبیعیه
در حال حاضر برای کار کردن تو جای خوب داشتن مدرک خوب دانشگاهی از دانشگاه معتبر از واجباته نه اپشن
تمام افراد که به هر دلیل اینجا هستن یه جورایی در پی دستیابی به این واجب هستند تا در این رقابت شغلی سخت فعلی پذیرفته بشن
بعد از اخذ این واجب دیگه عرضه خودته و اپشن هایی که داری تا شمارو موفق کنه
مثلا کسی که قبلا سابقه کاری چند ساله در پروژه های چند ده میلیاردی داره و به کلی نرم افزار و بندو بساط های دفتر فنی و اجرا وارده در جذب شدن و میزان حقوق و پیشرفتش موفق تر از یه صفر کیلومتره تازه فارغ التحصیله...
پس در مورد بدیهیات اعصاب خودتون رو ناراحت نکنید
اما به نظر من تو این دست از رشته ها اگه قبلا کار کرده باشی و شرایطی رو تجربه کرده باشی معنی مدیریت و اصولی راکه در این علم هست تجربه کرده باشی و درخودت استعداد مدیر شدن رو دیده باشی موفق تری تا اینکه از روی تعریف و تمجید دیگران از این دست رشته ها بخوای وارد بشی.... چون ممکنه وقتی تجربش کردی به دلت نشینه.. البته ممکنه
یا علی
یکشنبه 5 خرداد 1392 03:01 بعد از ظهر
ولی خودمونیم این عزیز هم چیز بدی نمیگه ولی از نظر من این شرایط فقط مختصه این رشته نیس در شرایط فعلی مملكته ما طرف با اینكه پزشك هس ولی راننده تاكسی هس پس چاره دیگه ای نیس توكل برخدا
یکشنبه 5 خرداد 1392 02:55 بعد از ظهر
عجب ادمای حسودی پیدا میشن اگه بدهس پس چرا از كارت راضی هستی ماها نمیخواهیم كه رییس جمهور بشیم همینكه اصول مدیریت رو یاد بگیریم برامون كافی هس پس نگران نباش جناب دلسوز
یکشنبه 5 خرداد 1392 06:53 قبل از ظهر
سلام به همه دوستان
اول از همه بابت نگاه متفاوتی که اسماعیل داشت واقعا ازش تشکر میکنم
تا جایی که یادمه من در این ده متنم صحبت از بی علاقه بودنم راجع به رشته خودم نکردم چراکه بسیار بسیار عاشق این رشته هستم . جالبه فقط گارد میگیرید. ما داریم با هم صحبت میکنیم . به قول اسماعیل وقتی اینقدر به انتخابتون ایمان دارید دیگه چرا خواسته های خودتونو توجیه میکنید؟ چرا دارید سعی می کنید به من بفهمونید که درست انتخاب کردید ؟ چرا نمیتونید خلاف اعتقادات خودتونو بشنوید؟ ادمی که از درون به خاطر چیزی توی زندگی با خودش به صلح رسیده باشه اینقدر تقلا نمیکنه . اینقدر توضیح نمیده . در ضمن چرا اینقدر از حاشیه صحبت میکنید ( غلط املایی زیاد دارید و وقت نهار دارید متن مینویسید و ....) ؟ چرا اینقدر جنبه های منفی ذهنتونو کاور میکنید روی گفته های من؟ آروم باشید و به راهتون ادامه بدید .
منم از خدا همینو میخوام . با توجه به اینکه همین امسال چندین نفر از دوستانی که فارغ التحصیل این رشته بودند و تقاضای کار داشتند گفتم یه موضوعی راجع به این قضیه پیش بکشیم تا شاید بچه ها نظرات خودشونو بگن . نه اینکه گارد بگیرن

یکشنبه 5 خرداد 1392 12:48 قبل از ظهر
بچه ها من ب نظرمن به دوستمون که اومدن و یک سری شبهاتو مطرح کردن ایرادای حاشیه ای نگیرید(شماره متن و غلط املایی و وعده غذایی و....).اصل نیت ایشون واقعی تر نشون دادن آینده این رشتس(که به نظر من یخورده منفی نشون داده شد).اما یه اصلی هست که میگه"تا به چیزی شک نکردی نمیتونی بهش ایمان پیدا کنی"
پس بهتره شمام واسه اثباتش به خودتون تلاش کنید چون تو روزای سخت کنکور اون ایمانه که محکم نگرتون میداره.(نه توجیه نه ....)
نکته آخرم این که به قول انیشتین شما اگه یه ماهیو بگیری و بگی از ی درخت برو بالا خوب نمیتونه(ی چی تو همین مایه ها ).اینه که ظرفیتا رو باس سنجید بعد تلاش کرد..باشد که رستگارشویم
شنبه 4 خرداد 1392 11:42 بعد از ظهر
من تمایل پاسخگویی به فردی که به جای بیان نظر و تجربه ی شخصیش، تصمیم به مدیریت رای دوستان و زیر سوال بردن درک شخص خودشون از تحصیل در یک رشته، رو ندارم.

اونچه واضحه اینه که در هیچ رشته ای همه موفق نیستند، چه بسا علت شکستشون رو هم نمیدونند...

هر کس بین ما اهدافی داره که برای رسیدن بهش هرچی ابزار میتونه، تهیه میکنه. هم داشتن ابزار مهمه، هم استفاده از اون.

حالا اگر کسی میگه این ابزار به درد من نمیخوره، یا استفاده از اون بلد نیست، یا نمیدونه هدف من چیه.
شنبه 4 خرداد 1392 11:41 بعد از ظهر
دوست عزیز به جای عجولانه قضاوت کردن و تصمیم گرفتن در مورد همه چیز(از جمله انتخاب بدون مطالعه رشته تحصیلیتون)و با کنایه صحبت کردن لطفا اول متنتونو اصلاح نموده و سپس ارسال نمایید تا نیازی به تصحیح نداشته باشید.البنه آنقدر در نوشته های شما غلط املایی نوشتاری ادبی و.............. وجود داره که چیزی نمیشه گفت و همش به دلیله اینه که شما در وعده ها ویا احتمالا میان وعده های غذایی تصمیم به نوشتن می گیرید.در ضمن اگر معنای دانشجو را به درستی می دانستید در وهله ی اول در رشته ای تحصیل می نمودید که آنرا تا این حد نقض نمی کردید(اونم تو مقطع تحصیلات تکمیلی).شما دانشجوی عزیز دوران قدیم چگونه معنی دانشجو را می دانیداما به دنبال کسب دانش در زمینه ای رفتید که اعتقادی به آن ندارید(خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج).در ضمن متن آخر شما متن نهم نمی باشد بلکه متن دهم به حساب می آید.دوست خوب اگر شما خود اضهار(ببخشید شما اظهار را این طور نوشته بودید نمی دانم من اشتباه نوشته ام یا شما؟)پشیمانی می کنید فکر نمی کنم هیچ کدام از ما مدیران آینده (البته به یاری خداوند متعال)که آگاهانه و عاقلانه به مطالعه و تحصیل در این رشته خواهیم پرداخت در پیش رویمان روزی فرا رسد که اظهار ندامت نماییم......
شنبه 4 خرداد 1392 10:55 بعد از ظهر
سطر پنجم به جای بچه ها تایپ کرده بودم بپه ها
بد تعبیر نشه
شنبه 4 خرداد 1392 10:44 بعد از ظهر
آقا مهم نیست جملات من ناقص باشه
مهم اینه که باعث شد حتی شده یک نفر از اوون یک میلیون نفری که دوستمون " حرف حساب " فرمودند لا اقل به این طرف قضیه هم فکر کنند
منظور من این بود فرصتی هم برای تحلیل این رشته توی بازار داشته باشیم . با هم صحبت کنیم . چرا گارد میگیرید؟
البته منظورم مجید نیستا . معنی دانشجو رو هم یکی از بچه ها یادمون دادن ( خود به دنبال کسب علم رود واز زمین و زمان توقع نداشته باشد) . واقعا دستشون درد نکنه . ایشون توصیه دیگه ای هم برام داشتن که از آقای شکوهی تشکر کنیم . بله چشم . ما مخلص آقای شکوهی هم بودیم و هستیم . دوستان من کلی گویی نکردم . شمایید که با کلی فکر کردن دارید جلو میرید . لا اقل اکثر بپه هایی که میشناسمشون . همون اولشم اگر با دقت حرفامو میدید گفته بودم که قصد منصرف یا نصیحت ندارم . منظور من همون بچه هایی هستن که واقعا نمیدونن چیکار دارن میکنن. من توی جملاتم اشاره کردم کسانی که واقعا به هدفشون اعتقاد دارن نیازی نداره به گفته های من عکس العمل منفی نشون بدن . واقعا نیازی به نشون دادن عکس العمل نبود . مگر اینکه واقعا خود شما هم فعلا ندونید دارید به کجا میرید
قصد اذیت کردنتونو نداشتم
مجید جان ، حسین آقا ، " حرف حساب " به امید موفقیتتون
شنبه 4 خرداد 1392 10:06 بعد از ظهر
سلام حضور دوستی که در مورد این رشته بچه ها رو نصیحت کردن دوست خوب آمار افرادی که برای مقطع دکترا در این رشته تلاش می کنن تا حدود زیادی نشان دهنده علاقه و رضایت افراد از این رشته می باشد و این موضوع خط بطلانی بر اظهارنظرهای شما می باشد .در ضمن اگر شما از این رشته ناراضی هستین چه دلیل یا اجباری برای فعالیت در این زمینه وجود دارد؟؟؟؟!!!!اگر شما به گفته خود در این زمینه اشتغال دارید و رضایت خود را نیز اعلام داشتیند پس موفقیتتون به دلیل علمتونه که حتما این علم را مدیون این رشته هستید. خوبه اگر شخصی راجع به موضوعی اظهارنظر میکنه مراقب باشه در وهله اول صحبت های خودش آن موضوع را نقض نکند که در نظر بنده این قضیه وحشتناک ترین اتفاق ممکن است .در ضمن متاسفم که یک شخص در هنگام صرف غذا اقدام به نصیحت بچه های فهیم این رشته میکنه(نه در زمان تفکر عاقلانه).به عقیده بنده به جای این که بچه های فهیم مدیریتی را نصیحت نمایید لطفا در وهله اول هر چه سریعتر خود را از این رشته بی پدر مادر(البته به گفته خودتون )نجات دهید تا فردی علاقمند به این رشته نقش شما را بر عهده گیرد و بعد از آن دایه دلسوزتر از مادر شوید.به عقیده اینجانب اگر هر فردی در هر رشته ای علم کافی و وافی را داشته باشد و مفهوم واقعی دانشجو را درک نماید(خود به دنبال کسب علم رود واز زمین و زمان توقع نداشته باشد)در آن صورت حتما فرد موفقی خواهد بود و نمی شود آدمی که در رشته ای تلاش کند درس بخواند از آن راه امرار معاش نماید بد خود و رشته ای را که همه جوره مدیونش است را زیر سوال ببرد. دوست خوب حداقل لطفی که می نمایید این است که خود را زیر سوال نبرید در ضمن حداقل کاری که میتوانستید انجام دهید این بود که از آقای شکوهی برای زحمات و اطلاع رسانی تشکر نمایید









9
شنبه 4 خرداد 1392 09:22 بعد از ظهر
ممنون الناز خانم .........همیشه پیروز باشید
شنبه 4 خرداد 1392 08:49 بعد از ظهر
در رابطه با زبان همون طور كه قبلا در جواب یكی از دوستان دیگه تو همین وبلاگ گفته بودم سعی كنید هر روز بخونید. یعنی اگه روزی بود كه حوصله درس خوندن نداشتید و نمی خواستید درسی بخونید باز هم حتما زبان رو بخونید حتی اگه 3 درس دیگه رو از برنامه اون روزتون حذف كنید. علتش هم اینه كه زبان درسیه كه باید مداوم خونده بشه. به نظر من اول با كتاب 504 شروع كنید. فلش كارتا و كتابش رو بخونید تا كامل كامل بهش مسلط شید. بعدش تافل رو بخونید. حتما اول با 504 شروع كنید چراكه كلماتش نسبتا ساده تره و پایه خوبی برای تافل می شه. در رابطه با گرامر هم كتاب پوران پژوهش خوبه. گرامر رو به صورت مختصر و مفید در حدی كه برای كنكور نیازه رو پوشش می ده.
شنبه 4 خرداد 1392 08:48 بعد از ظهر
متاسفانه ما حتی نمیدونیم شما رو چی صدا بزنیم!
آقا/خانم X به نظر من شما با یه سری جملات ناقص و نامفهوم میخوای یه مطلبی که همه ی کسایی که اینجا هستن و باهاش 100% مخالفن (اگه مخالف بودن، اینجا نمیبودن) رو به بقیه توضیح بدید و توجیه کنید، به نظر میاد خیلی هم احساس منطقی بودن میکنید.

به نظر من آدم یا یه کاری رو نکنه، یا اگه میکنه کامل بکنه.
شما اگه می خواین بچه ها رو روشن کنید، بسم الله، کامل و صریح و واضح مطالبتون رو با ما در میون بزارید.

من هم کلا وقتی حرف غیر منطقی بشنوم یا ببینم پاسخ میدم، چه به من و خواسته های من مربوط بشه، چه نشه.
و فکر میکنم این موضوع ویژگی انسان هاس، و مسلما این مساله با فضولی خیلی فرق داره و امیدوارم دوباره با کلمات بازی نکنید.
شنبه 4 خرداد 1392 07:36 بعد از ظهر
رتبه: 58

زبان: 22.22
ایستایی: 79
مدیریت: 47
مصالح: 76

میانگین: 54.24
معدل: 16.53
شنبه 4 خرداد 1392 07:34 بعد از ظهر
آقای شکوهی سلام
خسته نباشید
در جواب " حرف حساب " فرمودین درست بجا و منطقی بود
پس معلومه جمله اول متن چهارم بنده رو نخواستید که رووش مانور بدید. برندگی و تیزی جمله من خیلی بیشتر از کل مطالب دوست عزیزمون بود . پس هیجان سمت راست جنابعالی راجع به دو تا متن با یک محتوا بالانس نشد . قصد هیچگونه بی احترامی ندارم . منطق فازی در بحث های مدیریت هم همین مواردو اشاره میکنه.خواهش میکنم لااقل دوبار یک متنو بخونید تحلیل کنید با خودتون حرف بزنید بعد جواب بدید
حسین شکوهیمتشکرم، حتما این کار رو مجددا انجام خواهم داد؛ اما تذکری هم به شما دوست عزیز بدم و اونهم اینکه فرض ما در این وبلاگ این بوده و هست که کسانی که این راه رو انتخاب کردند با مطالعه و برنامه ریزی این مسیر رو انتخاب کردند!! بر اساس علایق و شناخت از خودشون این مسیر رو انتخاب کردند!
بنده در دوره کارشناسی روحیات و عادات شخصی ام دقیقا منطبق با انتظاراتی بود که توقع داشتم در این رشته بدست بیارم. این رشته قرار نیست برای شما کاری رو انجام بده! اگر با این فرض و تصور یک، دو یا سه سال از وقتتون رو گذاشتید و نهایتا تونستید با رتبه ای تک رقمی قبول بشید و دانشگاه تهران یا هرکجای دیگه درس بخونید، و بعد به اونچیزی که هدفتون بود یا انتظار داشتید دست پیدا نکنید، ایراد و اشکال از این رشته نبوده! اشکال رو در خودتون جستجو کنید!!
بنده قصد داشتم راه ها و شیوه ها و تکنیک هایی رو یاد بگیرم که بتونم با استفاده از اون کارهایی رو که میدیدم از بی مبالاتی مدیران و ضعف در ساختارهای پروژه دچار شکست میشن به طریقی راهبری کنم!!
جالبه این رو بدونید که بعد از فارغ التحصیلی و دقیقا بدلیل همون عادات و خصوصیات فردی که داشتم چندین پیشنهاد از سوی کسانی داشتم که به عنوان مثال یکی از اونها رئیس سازمان نظام مهندسی یکی از کلان شهرهای کشور بود!!! اینکه از این دانش در این سازمان استفاده کنیم!!
پس فکر نمیکنم ضرورتی داشته باشه با این بحث ها بخوایم ضعف تصمیم گیری و یا اشتباه در برآوردهای شخصی خودمون رو به کل یک جامعه آماری تسری بدیم و از روی اون تصمیم گیری کنیم!!
جمله آخرم هم خطاب به داوطلبین عزیز:
بنده همیشه و همه جا به همه گفتم این شمایید که باید سطح تخصص خودتون رو اینقدر بالا ببرید که دیگران به دانش و تخصص شما محتاج باشند، نه اینکه شما بخواید جایی به دنبال کار بگردید که بخواید اینچنین مایوس باشید! پس زیاد مهم نیست دانشگاه تهران درس میخونید، دانشگاه شهید بهشتی میرید یا تربیت مدرس و یا حتی مجازی مهر البرز!! مهم اینه که چقدر در رشته خودتون باسوادید و چقدر متخصص شدید!
امیدوارم این بحث همینجا به اتمام برسه، چرا که خارج از حوصله و موضوع این وبلاگه!
برای همه دوستان آرزوی موفقیت دارم.
شنبه 4 خرداد 1392 07:19 بعد از ظهر
مجید جان خیلی خوبه واقعیات موجود رو با حقایق جدا کنیم و کلی گویی نکنیم . قصد بی احترامی یا کم دیدن خانوما رو نداشتم . بحث من وضعیت موجود و شرایط کاری هست که برای عموم برای عموم برای عموم خانوما وجود داره
قبول دارم که حرفامو خیلی کلی گفتم ولی شما که مبفرمایین شما و خیلیا برای علاقه شخصی خودشون وارد این رشته میشن و بحث درامد و این مسائل نیست دیگه وارد شدن به جرییات و توضیح دادن برای روشن شدن مطلب فکر نکنم نیازی باشه
شنبه 4 خرداد 1392 07:13 بعد از ظهر
دوست عزیز ممنونم بابت گفته هاتون
ولی لازم نبود این همه توضیح بدید .چون کل گفته های شما همون جمله اول بنده در متن چهارم بود .
منظور من از نحوه پذیرش و نوع تلاش برای تک شدن بین 1 میلیون نفر نبود . منظور من سرنوشت رتبه های زیر 10 هست که سیستم مملکت اتوماتیک وار دفعشون کرده
اگر دید شفافی از نوع راهی که این یک میلیون نفر باید پیش روی خودشون ببینن وجود داشته باشه دیگه لزومی نداره درصد بالایی از این افراد قربانی بشن و بعداز سالها زحمت برن پی کارهای متفرقه دیگه
منظور من بحث و صحبت کردن بود .
حسین شکوهیمن با نظر شما چندان موافق نیستم!!!
قبلا هم در همین وبلاگ و در جایی بیان کرده بودم که از 5 نفر ورودی ما در تربیت مدرس، در حال حاضر همه در همین شاخه مشغول به کار هستند!
فکر میکنید مثلا موسسه موفقی مثل آریانا که تاکنون 8 کنفرانس بین المللی هم برگزار کرده و اینهم دروه های موفق دیگه رو هم برگزار کرده و میکنه رو چه کسی راه اندازی کرده و هدایت میکنه؟
یکی از همین فارغ التحصیلان ارشد مدیریت پروژه تربیت مدرس که الان هم دانشجوی دکتری مدیریت پروژه در همین دانشگاهه!!
یکی دیگه از دوستان سال بالایی خود من الان مشاور مدیریت پروژه یکی از پروژه های "سازه پایدار قرن" در تهرانه، یکی دیگه از اونها در سازمان نظارت راهبری ریاست جمهوریه؛ و....
پس با گفته های شما چندان موافق نیستم....
شنبه 4 خرداد 1392 06:39 بعد از ظهر
مطلبی که دوستمون نوشته رو خوندم ولی به نظر من اگه واقعا هدف شما اینکه ما روشن بشیم یکم واضح تر صحبت کنید تا مام بفهمیم منظورتونو.
خیلی سر بسته بود، منکه نفهمیدم!
منظورتون رانت خواری تو پروژه هاس؟
منظورتون سخت بودن رشتس؟
منظورتون بازار کاره؟
چرا بی پدر و مادره؟
پرا کسی که از دانشگاه مثلا تهران تو این رشته ی تاپ مدرک داره باید زندگی شخصیش مشکل داشته باشه؟

بعدشم، اینجام که کسی نمیاد بگرده ببینه شما کی هستی و چرا این حرفارو زدین! پس واضح حرف بزنین.

جدای از این صحبتا، خیلیا مث من فقط از روی علاقه به جنیه ی عملی این رشته بدون نیاز به بازار کار اون وارد این عرصه میشن.
در مورد خانم هام به نظر من دیگه دوره ی این نوع طرز فکرا گذشته.

راستی، منم از وقت عصرونم گذاشتم و اینارو نوشتم، دوستان حواسشون باشه!
شنبه 4 خرداد 1392 04:58 بعد از ظهر
در پاسخ به این دوستمون که سر ناهار هم به فکر هستن باید عرض کنم که به قول دکتر پرچمی(استاد دانشگاه تهران): از بین 1 میلیون نفری که برای مدیریت پروژه آموزش می بینن 10% خوب می فهمن یعنی 100 هزار نفر، از این تعداد 10% خصوصیات مدیر پروژه شدن دارن یعنی 10 هزار نقر، از این تعداد10% تجربیات خوبی دارن یا کسب می کنن، یعنی 1000 نفر، و از این تعداد 10% خوب راهشونو انتخاب میکنن و تو مسیر قرار میگیرن یعنی 100 نفر، پس به عبارت دیگه اگه قرار باشه 100 تا آدم قوی تو این زمینه پرورش پیدا کنن باید 1 میلیون نفر آموزش ببینن، حال اینکه تا به امروز ماکسیمم حدود 500 تا 600 نفر آموزش دیدن یا در حال آموزش هستن،
فکر کنم توضیحاتم کافی باشه، پس نگران نباشین قرار نیست همه مدیر پروژه قوی بشن فقط از هر 10 هزار نفر 1 نفر قراره بشه، پس تلاش کنین و توکلتون به خدا باشه شاید اون یه نفر شما باشین
باعلی
حسین شکوهیمتشکرم از پاسختون.
کاملا درست، بجا و منطقی بود.
شنبه 4 خرداد 1392 02:48 بعد از ظهر
مطالبی که گفتم از سر کار وقت نهار براتون نوشتم
طبیعتا مشکلات نوشتاری و عدم رعایت اولویت بندی جملات وجود خواهد داشت
به بزرگی خودتون ببخشید
به امید اینکه تصمیم دست رو بتونید تشخیص بدید
به امید اینکه از این هیپنوتیزم گروهی بیاید بیرون و در وضعیت عادی تصمیم بگیرید
شنبه 4 خرداد 1392 02:43 بعد از ظهر
این رشته به درد 99% داوطلبین نخواهد خورد . لااقل بعد از این . ناراحت نشید . اگر به هدف خودتون اعتقاد دارید باید حرفای من کوچکترین تنشی در وجود شما به وجود نیاره و به راه خودتون ادامه بدید . توی دل خودتون یه فحشم نثار من بکنید و رد بشید از این قضیه . دوستای عزیز منم مثل شما این راهو رفتم . کتابای دکتر گلابچی رو خوندم و هنوزم میخونم . از شغل خودم که در این زمینه هست بسیار راضیم ولی نه به خاطر مدارکی که در این زمینه دارم . دوستای عزیزم مراقب نامردی و سیاست غلط بعضی افراد باشید . شماها توی سنی نیستید که دو سال بخونید و بعدش بخواید دوباره برید سراغ یه رشته دیگه . این رشته پدر و مادر نداره . صرفا به خاطر جدید بودن رشته یا بازار خوب داشتنش یا هر دلیل مسخره ای مثل این موارد وارد این بازی خطرناک نباشید
در این چند سالی که کار میکنم زیاد بودن بچه هایی که فارغ التحصیل این رشته شدن و اومدن برای کار .برای اضهار پشیمانی و کلی مسائل ناراحت کننده دیگه
کاش بتونید رشته کارشناسی خودتونو ادامه بدید .
این موارد برای عده زیادی از بچه ها افتاده . شهامتشو داشتن و اظهار کردن .شاید از بین شما بچه ها هم کسانی باشه که 2 سال بعد همچین تجربیات تلخی رو داشته باشن .
مطالبی که گفتم به صورت کاملا کلی و ساده بیان شد تا شاید تلنگری باشه . تا شاید باعث بشه حتی یک نفر از شما دقیقتر تصمیم بگیره .
شنبه 4 خرداد 1392 02:30 بعد از ظهر
شاید خیلیا مخالف حرف و نظر من باشن ولی باید به نظرات همدیگه احترام بگذاریم . لااقل اعتراضی نکنیم و فقط بشنویم . ولی با توجه به سابقه نزدیک 10 ساله ای که در این زمینه دارم به جرات میتونم بگم 90 درصد داوطلبین این رشته دقیقا همون راهی رو دارن میرن که زمان دبیرستان برامون انتخاب رشته کردنو با قوانین و مسائل بی ربط بعضیارو به سمت رشته ریاضی کانالیزه کردن بعضیارو به سمت انسانی و ....
دوستای خوبم فرض کنیم جواب سوال اولمو بدونید و یا لااقل ارزششو داشته باشه و برید جوابشو تا حدودی پیدا کنید . سوال دیگه این هست که چند درصد از فارغ التحصیلان این رشته از سال 80 به بعد خانوم بودن و چند درصد از این خانوما به معنای واقعی دارن در زمینه رشته مدیریت فعالیت میکنن؟ چند درصدشون راضین؟
اکثر داوطلبین این رشته بچه های معماری و عمران هستن . از خودتون بپرسید علت اینکه یک دانشجوی معماری بعد از 4 سال زندگی کردن با این رشته میاد و با یک عملیات انتحاری تصمیم میگیره مدیریت بخونه چی میتونه باشه؟
حرفایی که براتون میزنم از سر دلسوزی هست و وظیفه خودم دونستم تا با احتیاط و با منطق تصمیم بگیرید
شنبه 4 خرداد 1392 02:22 بعد از ظهر
کدوم یک از بچه ها آمار دقیقی از قبولین و فارغ التحصیلان این رشته از سال 80 به بعد داره ؟
منظورم اینه که کدومیک از شما دوستای خوبم آمار فارغ التحصیلان این رشته از سال 80 به بعد رو دارید و اطلاع دقیقی از شغل و نوع فعالیتشون و میزان درآمدشون دارید؟ چقدر اطلاعات نسبتا خصوصی ازشون دارید؟ ( درد دل چند نفرشونو تا الان گوش دادید؟)
وقتی ازشون در خصوص این رشته بی پدر و مادر ( در کشور خودمون ) پرسیدید چه اطلاعاتی بهتون دادند؟
شنبه 4 خرداد 1392 02:15 بعد از ظهر
دوستای خوبم سلام
اول از همه بابت تمام زحماتی که مدیریت وبلاگ و تمام دوستان برای راهنمایی بچه ها انجام دادن تشکر میکنم
مواردی که میخوام براتون توضیح بدم به این معنی نخواهد بود که میخوام منصرفتون کنم . یا اینکه منفی کاری صورت بگیره و از این طرز فکرای غلط. ای کاش مدیران این فرصتو به بچه ها میدادن تا نظرات خودشون و تجربیاتشونو در خصوص این رشته و آینده این رشته به هم انتقال میدادن.
حرفایی که میخوام بزنم شاید باب میل خیلیا نباشه ولی لااقل تلنگری میشه واسه ذهنتون تا بیشتر فکر کنید . تا اینکه ذهنتونو از شرطی شدن نجات بدین . شاید از این هیپنوتیزم گروهی بیاید بیرون و جهانبینی بهتر و شفافتری داشته باشید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30



تماس با ما
تماس با ما
تــقـویـم
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 

ابزار هدایت به بالای صفحه

تحلیل آمار سایت و وبلاگ